رسالت فردی چیست و چطور آن را پیدا کنیم

سرفصل های این مقاله

هر کسی که قدم در این دنیا میگذارد یک مقصود یا به عبارتی یک رسالت دارد. تا حالا حتما زمانی که خودتان  تنها بوده اید به این فکر کردی که هدفتون از بودن در این دنیا چیه؟ آیا باید چند سباحی در این دنیا بود و بعد زندگی بی هدف پایان می یابد؟ آیا ما با حیوانات تفاوتی نداریم؟ هدفمان از بودن در این دنیا چیه؟ دیگران چه اهمیتی برای ما دارند؟ اینها و خیلی از موارد دیگر سوالاتی هستند که به رسالت ما برمیگردد.

مولانا به زیبایی تمام حق مطلب را  بیان کرده و میگه:

« از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود               به کجا میروم آخر ننمایی وطنم»

تا حالا شده کاری کرده باشی با اینکه آن کار به نحو احسن انجام داده باشی ولی حال دلت خوب نبوده باشه یا به عبارتی فقط دوست داری زمان بگذره و هر چه زودتر تمام بشه این نشان میده که اون کار در راستای رسالت ما نیست. اگر توجه کرده باشی در جامعه می بینی که خیلی از افراد در زندگی شان هر بار سعی میکننند یه کارهایی بکنند که به قول معروف حالشون خوب بشه البته ممکنه به مدت محدود اتفاقاتی بیافتد که حالشون را خوب کنه ولی دوباره وارد روزمرگی میشوند. این بر میگرده به اینکه کارشان در راستای رسالتشون نیست.

 

رسالت چیست؟

رسالت هدف نهایی هر انسان است. مرز بین دنیای مادی و معنوی که توسط خود فرد تعیین میشود و کاملا منحصر به فرد است.

رسالت ما در زمان کودکی معمولا از سن 7 سالگی به بعد و توسط ضمیر ناخودآگاه ما شکل میگیرد و تا آخر عمر با ما میماند

یا به عبارت دیگر رسالت یک هدف بزرگ معنوی است که در زمان کودکی شکل میگیرد

اگر بخوام به زبان ساده تر بگم، فرض کنید که به تمام اهداف و آرزوهات رسیدی، الان چه چیزی حالت رو خوب میکند؟ این همان رسالت شماست.

معمولا رسالت بیشتر به دنبال کمک کردن به همنوعان و ایجاد یک اثر خوب و ماندگار از خود به جا گذاشتن است. و اغلب افراد  با سوالاتی مانند:

چطور میتوانم دنیا را جای بهتری برای زیستن کنم؟

چه کاری انجام بدم که خودم و دیگران در آرامش و آسایش باشیم؟

چکار کنم مردم زندگی شادی داشته باشند؟

چکار کنم که مردم زندگی بهتری داشته باشند؟

رسالت خودشان را پیدا میکنند.

همانطور که می بینید تمام تمرکز و تلاششان جهت کمک به دیگران بنا نهاده شده است.

چرا باید رسالت داشته باشیم

همه ما انسان ها تمام کارها و اقداماتی که انجام میدهیم در درجه اول جهت ایجاد یک زندگی خوب واسه خودمان، خانواده و اطرافیانمان و در درجه بعدی ایجاد یک اثر ماندگار در دیگران است.

جهت رسیدن به  موفقیت در زندگی نیاز داریم که هدف و برنامه داشته باشیم

حالا اگر هدفی که انتخاب کرده باشیم در راستای رسالتمان نباشد به دلیل مخالفت ضمیر ناخودآگاه یا به آن هدف نمیرسیم و یا اگر هم برسیم حال دلمون خوب نیست. پس شاید بزرگترین فواید رسالت این است کمک میکنه که ما  اهدافمان را بر اساس رسالتمون تعیین کنیم در این صورت هم در مسیر هدف بودن حال خوبی به ما میده و  هم رسیدن به آن به ما شادی و لذت بیشتری میدهد

رسالت مانند قطب نما به ما جهت میدهد ، از مسیر بودن لذت میبریم و بدون توجه به نتیجه کار احساس خوبی داریم. اگر هدفی در راستای رسالتمان باشد از سختی ها و مشگلات ناله نمیکنیم. ما معمولا وقتی رسالت نداشته باشیم احساس سردرگمی، بی هدفی، و از این شاخه به آن شاخه پریدن داریم.

نیک ووییچیچ میگه

«خدا برای همه ما برنامه دارد. مهم این است ما برنامه ای که خدا برای ما در نظر گرفته است را پیدا کنیم».

چگونه رسالت خود را پیدا کنیم

یکی از راههای شناسایی رسالت تصویر ذهنی است . به این شکل که فرض کنید که در سن سالمندی هستید  و به تمامی خواسته ها و آرزوهای خودتان رسیدید حالا فکر کنید چه هدفی در زندگی اگه داشتید حالتون بهتر میشد یا چه هدفی است که تمایل داشتید انجام بدید ولی انجام ندادید این همان رسالت شماست و شما با این کار معکوس سازی توانستید رسالت خودتان را پیدا کنید. یعنی از الان در هر سنی که هستید به آینده میروی و تک تک اهدافتان را مشخص میکنید. ما بنا به نیازهایمان ابتدا  کار دنبال اهداف مالی و مادی خودمان هستیم و این کاملا طبیعی است چرا که ما انسان هستیم و این نیازها در اولویت قرار دارند و اینقدر نوشتن اهدافمان را ادامه میدهیم تا که به آخرین هدف مان برسیم  این همان رسالت شخصی ماست.

گاهی اوقات رسالت بر اساس یک رویداد، حادثه، اتفاق ، رویداد ناخوشایند یا بیماری خاصی ایجاد میشود.

مثلا یکی از دوستانم در اسفند 98 مبتلا به بیماری کرونا شد و به مدت دو هفته در بیمارستان بستری شد. بعد از بهبودی شروع به تولید ماسک کرد و بین مردم شهر توزیع میکرد. و رسالت زندگی اش تعیین کرده بود که کمک کند افراد دیگری به این بیماری مبتلا نشوند یا به عبارتی رنجی که خودش کشیده دیگران متحمل نشوند.

استیون کاوی جهت شناسایی رسالت پیشنهاد جالبی مطرح کرده است.

« در محیطی آرام بنشینید و تصورکنیدکه درراه مراسم خاکسپاری یکی از عزیزانت هستی. و قصد دارید آخرین دیدار با اون داشته باشید به تابوت نزدیک میشوی و ناگهان میبینی این فرد خودت هستی. بله این مراسم خاکسپاری خودتان است که سه سال پس از تاریخ امروز انجام میگیرد و همه افراد را میبینی که برای مراسم بزرگداشت شما شرکت کرده اند. اکنون دراین مراسم اعضای خانواده تان، دوستانتان و اطرافیانتان درمورداینکه چگونه انسانی بوده اید سخنرانی میکنند

دوست داریدکلام آنها درباره شما چه باشد؟

دوست دارید در چه منشی درمورد شما صحبت کنند؟. در این لحظه ما دیدار با ژرفترین ارزشهایمان را تجربه میکنیم. این میتوند همان رسالت شما باشد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید