طرز فکر چیست و چگونه طرز فکرمان را عوض کنیم

سرفصل های این مقاله

تا حالا به این فکر کردی که طرز فکر ما چه تاثیر روی زندگی ما دارد؟ یا اینکه افراد موفق چه نگرش و طرز فکری در مورد خودشان دارند؟

اغلب ما وقتی که زندگی نامه افراد موفقی می خوانیم فکر می کنیم این ها یک سری افراد خاصی بوده اندکه با داشتن استعداد ذاتی توانسته اند به انسان های بزرگی تبدیل شوند

زمانی که دانش آموز بودم یکی از مدرسین دوران تحصیلم این باور را داشت که

کسانی که تحصیلات بالاتری دارند از استعداد و توانایی های بیشتری برخوردارد هستند

ولی هر چقدر بزرگتر شدم، می دیدم که افراد زیادی  هستند که تحصیلات آنچنانی ندارند ولی بسیار باهوش هستند و کارهای خارق العاده ای انجام میدهند

مثلا  کسانی که در یک حرفه هستند مانند تعمیر کاران حرفه ای فروشنده های موفقیا سایر افرادی که در رشته یا حرفه شان فوق العاده هستند

شاید خیلی ها فکر کنند که این ها شرایط ادامه تحصیل نداشته اند و توانسته اند استعداد شان را در این شغل ها نشان بدهند خلاصه تا دلتون بخواد می توانید دلایل و بهانه های مختلفی آورده شود که نشان بدهد که این افراد در ابتدا از استعداد و هوش زیادی برخوردار بوده اند

در این مقاله می خوایم بررسی کنیم که آیا چنین طرز فکری درست است یا خیر

طرز فکرچیست

طرز فکر به باور شما نسبت به قابل تغییر یا ثابت بودن کیفیت هایی مانند هوش و استعداد و سایر ویژگی ها  افراد اشاره دارد.

پرفسور کارل دوک استاد دانشگاه استفورد است طی تحقیقات خود به نتایجی در مورد تاثیر طرز فکر افراد بر موفقیت آن ها در زندگی به این نتیجه رسید که ما دو نوع طرزفکر داریم:

 1) طرز فکر ثابت

2) طرز فکر رشد

میزان موفقیت و شکست ما در زندگی به این بستگی دارد که ما چه نوع طرز فکری داریم

ویژگی های طرز فکر رشد:

افرادی دارای این طرز فکر معتقدند که

  • توانایی قابل آموختن و یاد گرفتن است،
  • تمام توجه این طرزفکر بر روی یاد گرفتن است
  • تلاش و چالش را لازمه رشد و پیشرفت می دانند
  • موانع را فرصتی بر یادگیری میدانند،
  • از انتقاد استقبال و آن را مفید می دانند
  • و مانند یک بازخورد کمک می کند تا بیشتر یاد بگیرم و اشتباهاتم را اصلاح کنم

ویژگی های طرز فکر ثابت:

کسانی که به این طرز فکر را دارند معتقدند که

  • افراد با میزان توانایی خاصی به دنیا می آیند
  • تمام تمرکز و توجه این  افراد بر روی نتیجه است،
  • بیان می کنند که تلاش فقط مال احمق ها و افراد کند ذهن است،
  • در مواجهه با چالش ها از آن دوری میکنند
  • از موانع متنفرند و سعی می کنند از آن دوری کنند،
  • باور دارند که انتقاد یعنی اینکه من خوب نیستم

آدم ها معمولا دراین دو دسته قرار دارند

البته به این معنی نیست که ما این افراد در تمامی زمینه ها این دو طرز فکر را داریم

بلکه در بخش های مختلف طرز فکرهای متفاوتی داریم

مثلا ممکن است یکی در مطالعه کردن و درس خواندن طرز فکر رشد داشته باشد ولی در ورزش کردن طرز فکرش ثابت باشد

مواردی مانند:

اگر استعداد نداشته باشید تلاش کردن بی فایده است

باید شما توانایی کاری داشته باشید تا در راستای آن کار تلاش بکنید

خداوند در ذات بعضی ها یکسری ویژگی قرار داده تا بتوانند به یک جایگاهی برسند

کسانی که در تحصیل ضعیف هستند استعداد یادگیری ندارند

هوش و استعداد است که نتیجه کار ما را مشخص می کند

همگی این موارد نشان می دهد که شما طرز فکر ثابت دارید

باورچیست و چگونه شکل می گیرند

طرز فکر از کجا می آیند

همه ما انسان ها با طرز فکر رشد به دنیا می آییم

چون اگر این طرز فکر را نداشتم  مواردی مانند راه رفتن و حرف زدن را هیج وقت یاد نمی گرفتیم

زمانی که برای اولین بار می خواهیم راه رفتن را یاد بگیریم بارها و بارها می افتیم ولی دست از تلاش بر نمی داریم

تا بلاخره راه رفتن را یاد می گیریم

یا زمانی که می خواهیم حرف زدن را فرا بگیریم اغلب کلماتی که می گوییم اشتباه است

اما سعی میکنیم با تکرار و تمرین آن را یاد بگیریم

نقش والدین در ایجاد طرز فکر

اما به تدریج که بزرگتر می شویم از اطرافیانمان یاد می گیریم

که در انجام دادن یکسری از کارها توانا و در یکسری دیگر ناتوان هستیم.

اگر دقت کرده باشید والدین خیلی اوقات وقتی که می خواهند بچه هاشون را تشویق کنند

خصوصیات و ویژگی های ثابت آن ها را تشویق می کنند

مثلا می گویند دخترم/پسرم خیلی باهوش است و مبنای انجام دادن کارشان را بر اساس آن قرار می دهند

بنابراین کودک یاد می گیرد که این هوش و توانایی است که باعث می شود که بتواند این کار را انجام بدهد

نه تلاش و کوششی که در این راستا انجام می دهد

شاید یکی از دلایل اش این است که این کار باعث بالا رفتن اعتما به نفس اش می شود

ولی این مانند قرص مخدر است و در کوتاه مدت اثر بخش است

ولی در طولانی مدت زمانی که به چالش کشیده می شود یا نمی تواند یک کاری را انجام بدهد

باور می کند که کم هوش است بنابراین این مانند شمشیر دولبه است زمانی که بتواند یک کاری را انجام بدهد

فکر می کند که باهوش و احساس اعتماد به نفس می کند

و زمانی که نتواند آن کار را انجام بدهد احساس کم هوش بودن می کنند و اعتماد به نفسشان پایین می آید.

طرز فکر و مقابله با مسائل

داستانی در مورد یک دانشجوی ریاضی به نام جورج دانترینگ وجود دارد که یک روز با عجله در آخر کلاس می‌رسد، در حالیکه که همه رفته بودند.

دو تا مسئله ریاضی بر روی تخته می‌بیند و فکر می کند  که احتمالاً تکالیف آینده است که باید حل کند

تمرکز خود را چند روز بر روی آن‌ها می‌گذارد تا مسئله‌ها حل شوند و بالاخره با تلاش زیاد آن‌ها را حل می‌کند.

بعد از چند روز وقتی که آن‌ها را به استاد خود نشان می‌دهد، استاد کاملاً تعجب می‌کند و اشاره می‌کند که

این‌ها به‌عنوان مسئله‌های غیرقابل حل بر روی تخته نوشته شده بودند.

 

چکار کنیم تا طرز فکر مان را تغییر بدهیم

ورزش کردن

ورزش کردن حس و حال ما را خوب می کند در درازمدت باعث افزایش اعتماد به نفس می شود

کسانی که ورزش می کنند چون دائما با چالش روبرو می شوند

و هر بار سعی می کنند تا بر آن چالش غلبه کنند تمایل به طرز فکر رشد در آنها بیشتر می شود

همچنین باعث می شود که در شرایط ناپایدار زندگی بهتر بوانند بر آن غلبه کنند و تصمیم های درستی بگیرند

علت و عوامل کار ها را جویا شوید

ما با پرسیدن دلایل کارها یی که انجام میدهیم می توانیم بفهمییم که علل اغلب کارهایی که انجام میدهیم

شرایط بیرونی و دیگران نیستند بلکه خود ما هستیم

و این عوامل در درون ما است نه برون از ما

اغلب مواردی که باعث غم، شادی، احساس ارزشمندی یا احساس گناه می شود همه این عوامل در درون خود ما هستند

و این ارزش های ما هستند که مشخص میکنند که چه کاری انجام بدهیم

و چه چیزی باعث بر انگیخته شدن احساسات ما می شود.

خروج از منطقه امن

یکی از دلایلی که ما دوست نداریم از طرز فکر قدیمی و ثابت خود دست بکشیم مربوط به منطقه امن ماست

ما ذاتا دوست نداریم که از منطقه امنمان خارج بشویم چون در آنجا احساس راحتی داریم.

پذیرفتن یک دیگاه یا یک طرز فکر همواره با احساس ناخوشایند همراه است

بنابراین تمایل نداریم که از این منطقه امن واحساس راحتی بیرون بیاییم

یرای از بین بردن این امر سعی کنید که تغییر را به شکل کوچک و تدریجی انجام بدهید

از کلمه هنوز استفاده کنید

معمولا اغلب افراد وقتی که طرزفکرشان را تغییر می دهند انتظار دارند که آن اتفاق مورد نظر یک شبه پدید بیاید

بنابراین وقتی که می بینند که به نتیجه مورد نظر نرسیدند نا امید می شوند

و بیان میکنند که  نمی توانم انجامش بدم یا اینکه یاد نگرفتم

سعی کنید که هر وقت نتوانستید یک کاری را انجام بدهید به جای اینکه بگویید که

من نمی توانم بگویید که هنوز نمی توانم انجام اش بدم

این کار باعث میشود که که در مسیر باقی بمانید و به تلاش و یادگیری ادامه بدهید

 

دیدگاهتان را بنویسید