باورهاچیست و چگونه شکل میگیرند

سرفصل های این مقاله

شاید یکی از تفاوت های بنیادین و بزرگ انسان ها که آنها را از همدیگر متمایز میکند و باعث میشود به چه انسانی تبدیل بشیوند باورهای آنها است، باورها اصولا زیر بنا و چهارچوب زندگی آدم ها را تعیین میکنند اینکه خوشحالیم یا غمگین، موفقیم یا ناموفق و اینکه دنیا را چگونه میبینیم به باورهای ما بستگی دارد

باور چیست

باور یک فکری است که بر اثر تکرار وارد ضمیر ناخودآگاه میشود و ما به درستی و راستی آن اعتقاد راسخ داریم

باور ها چطوری شکل میگیرند

باورها براساس اطرافیان  و تجارب ساخته میشوند

اطرافیان شامل: خانواده، مدرسه، ، رسانه،  جامعه و فرهنگ و دوستان.

خانواده

ما زمانی که به دنیا میاییم مغز ما مانند لوح نانوشته است اما به تدریج که داریم رشد میکنیم یک سری باورها در ما شکل میگیرد اولین محیطی که کودک در آن رشد میکند و در رفتارها ی بعدی آن نقش بسزایی دارد خانواده است. مثلا زمانی که ما تازه راه افتادیم و داریم بازی میکنیم والدین ما دائما به ما میگویند مراقب باش نیفتی، زمین نخوری، بچه ها هول ات ندهند و ….. و در ما این باور به وجود می آید که ما زمانی که داریم بازی فیزیکی میکنیم باید احتیاط کنیم وگرنه آسیب میبینیم یا مثلا کودکی که درخانواده فقیری به دنیا می آید میبیند که دائما والدینش از کمبود و سختی به دست آوردن پول حرف میزنند و این باعث این باور در کودک میشه که در آوردن پول کار سختی است و باید پارتی یا رابطه داشته باشی.

معلمان و مربیان

گروه دیگر که در شکل گیری عادت در نقش دارند معلمان و مربیان هستند .ما اصولا حرف معلمانمان را از والدینمان بیشتر قبول داریم. فرض کنید یک کودک که به خاطر درس ها و فعالیت هایش دائما توسط معلمین تشویق میشود مثلا معلم بهش میگه تو یک نابغه ای، توخیلی باهوشی، تو بینظیری و ….. و این در کودک به یک باور تبدیل میشه که اون یک آدم توانمند و با استعدادی است.

وسایل ارتباط جمعی

در گذشته باورهای کودکان توسط والدین شکل میگرفت ولی امروز رسانه ها ی ارتباط جمعی  این را از دست والدین قاپیده است قبلا محیط شکل گیری باورهای فرد در کوچه و محله و شهر بود اما امروزه  جهان شده دهکده کوچک که همه با هم در ارتباط هستند. و رسانه ها اصولا باورهای منفی ایجاد میکنند

فرهنگ یک جامعه

اگر فرهنگی ثروتمندان را آدم ها ی پست و افرادی که وضع مالی نامناسبی دارند را آدم ها ی خوبی بدانند. یا اینکه دنیا ناعادلانه است و ثروتمندان حق فقرا را خوده اند این باور شگل میگیرد که اگر بخوای ثروتمند بشی باید به آدم بدی باشی یک ذهنیت بد نسبت به پول در تو ایجاد میشود.

دوستان

اگر دوستانتان  درارای باورهای منفی باشند  شما هم مثل آنها دارای باورهای منفی و اگر دارای باورهای مثبت باشند شما هم مثل آنها دارای باورها قدرتمندخواهید شد.

دومین مورد در شکل گیری عادتها تجربیات ماهستند

فرض کنید شما یک کسب و کار راه انداختی و در ابتدا فروش آنچنانی نداری و بعد از چند وقت به دلیل برآورده نکردن خواسته هایت کسب و کارت را رها میکنی و به این باور میرسی که من شانس ندارم یا مردم قدرت خرید ندارند یا برعکس شما در یک شرکت کار میکنی و مدیر بعد از ارزشیابی به این نتیجه میرسد که همکارشما  به دلیل امتیاز بالا در ارزیابی  به عنوان کارمند نمونه انتخاب شد و شما بعد از این بجای غر زدن و شکایت کردن شروع به الگو برداری کنی و دقیقا کاری که اون انجام داده را انجام بدی و سال بعد شما به عنوان کارمند نمونه انتخاب بشوی در اینجا یک عادت در تو به وجود میاید که هر کسی هر کاری را انجام بدهد من هم میتونیم انجام بدم

انواع باورها

باورها کلا به دو دسته تقسیم میشوند

1) باورها ی سازنده یا قدرتمند :

این باور ها را باورها ی مثبت هم میگویند یعنی باورهایی که باعث رشد و پیشرفت میشود این باورها یی است که اکثر افرد موفق نسبت به خودشان دارند و یکی از تفاوت های افراد موفق و ناموفق به همین باورها بر میگردد

نمونه این باورها مثلا در مورد پول : پول باعث میشه من به آدم سخاوتمند و بخشنده ای تبدیل شوم ، ثرتمندان باعث رونق و رشد در زندگی دیگران میشوند یا من میتونم پول کافی به دست بیارم ، من آدم توانمند و موفقی هستم و …….

 

2) باورها ی محدود کننده یا تضعیف کننده

این باورها باعث شکست ها و عدم موفقیت در شما میشوند، این باورها باعث فلج کردن افراد میشود و به این نتیجه میرسند  که کاری از دست آنها بر نمی آید

از نمونه ها ی این دسته از باورها : پول باعث دوری از خدا میشه، واسه موفقیت در هر کاری باید رابطه داشته باشی، ثروتمندان آدم ها ی بدی هستند اگر بخوای موفق بشوی بایدحق دیگران را بخوری، من به اندازه کافی استعداد ندارم و …..

چطور باورها را عوض یا تقویت کرد

اصولا تغییر باورها بسیار مشگل چرا که یک باور سال ها طول کشیده که در ما شکل گرفته  ولی خوشبختانه شدنی است و برای تغییر آن باید صبر، پایداری و استمرار داشته باشید.

دو مورد از رایج ترین و اصولی ترین راهکارها ی تغییر باور :

  • استفاده از عبارات تاکیدی مثبت است

مثلا من میتونیم این کار را انجام بدم، من آدم موفقی هستم،  من بااستعداد و توانگرم ، پول باعث میشه به آدم سخاوتمند و بخشنده تبدیل شوم، دنیا پر از وفور نعمت است و ……

  • مورد بعدی  استفاده از برچسب است

یعنی بگید من خوبم، من فوق العاده هستم، من با انرژی هستم و …..

این تمرینات شاید ساده و خنده دار به نظر برسند ولی نتایج فوق العاده ای دارند و همانطور که در ابتدای مقاله ذکر شد باورها افکاری هستند که دائما تکرار شده اند پس ما باید جهت ایجاد باور ها ی جدید دائما تمرین و تکرار کنیم

 

دیدگاهتان را بنویسید